پازوکی، اقتصاددان: تندروهای اسرائیل، آمریکا و داخل ایران ممکن است به دنبال تنش باشند، اما این به ضرر اقتصاد ایران است
خبرمهم: پازوکی، اقتصاددان: برخی محافل و کارشناسان وابسته به رسانههایی مانند صداوسیما این موضوع را کماهمیت جلوه میدهند اما واقعیت این است که فعال شدن مکانیسم ماشه به معنای یک جنگ اقتصادی تمامعیار است.

پازوکی، اقتصاددان: خروج از معاهده NPT یا اقدامات مشابه به نفع ایران نیست/ برای حل مسائل باید به مذاکره و توافق امیدوار باشیم/ مشکلات امروز نتیجه توطئه استکبار جهانی نیست، ناشی از ندانمکاریهای داخلی است.
به گزارش بخش اقتصادی سایت خبرمهم، مهدی پازوکی، اقتصاددان در گفتوگو با مطهره حیدری، خبرنگار گروه رسانهای خبرهای فوری مهم درخصوص مکانیسم ماشه و بازگرداندن تحریمها گفت: مکانیسم ماشه که به بازگشت تحریمهای سازمان ملل متحد اشاره دارد، در واقع در توافق برجام به صراحت تحت عنوان «مکانیسم ماشه» یا «اسنپبک» ذکر نشده است. این موضوع بهویژه برای افرادی که دیدگاههای تندرو دارند و ممکن است درک کاملی از این مسئله نداشته باشند، قابل توجه است. مکانیسم ماشه در اصل به این معناست که در صورت نقض تعهدات برجام توسط هر یک از طرفین، این موضوع میتواند به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شود. در صورتی که این نقض در شورای امنیت تأیید شود و سپس هیئت حل اختلاف نیز آن را تایید کند، فرایندی حدود یک ماه طول خواهد کشید تا این مکانیسم اجرایی شود.
وی ادامه داد: البته امیدوارم چنین اتفاقی رخ ندهد، اما در صورت فعال شدن این مکانیسم، تحریمهایی که برخی تندروها به آنها «کاغذپاره» میگفتند، باز خواهند گشت. این تحریمها به معنای آن است که نهتنها ایالات متحده، بلکه کل جامعه جهانی علیه ایران موضع خواهد گرفت و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان تهدیدی برای نظم و امنیت جهانی قلمداد خواهد شد. پیامد این وضعیت این است که هر محموله، کشتی یا هواپیمای ایرانی در هر نقطه از جهان ممکن است مورد بازرسی یا توقیف قرار گیرد. همچنین ممکن است به کشتیهای حامل کالاهای ایرانی اجازه پهلوگیری در بنادر داده نشود یا هواپیماهای ایرانی، همانگونه که اکنون به دلیل تحریمها از ورود به برخی کشورهای اروپایی محروم هستند، با محدودیتهای بیشتری مواجه شوند. این وضعیت به معنای یک جنگ اقتصادی تمامعیار علیه ایران خواهد بود. لذا این موضوع برای تندروهایی که معتقدند برجام دستاورد مثبتی نداشته، قابل تأمل است. به دلیل امضای برجام، ایران برای حدود ۱۰ سال از شمول بند هفتم منشور سازمان ملل متحد خارج شد و از شدت تحریمها کاسته شد. اما بازگشت این قطعنامهها، یا به تعبیر برخی «کاغذپارهها»، وضعیت را به شرایط پیش از برجام بازمیگرداند.
پازوکی اضافه کرد: در حال حاضر، برخی محافل و کارشناسان وابسته به رسانههایی مانند صداوسیما این موضوع را کماهمیت جلوه میدهند و مدعیاند که تحریمهای جدید تفاوتی با وضعیت کنونی ندارند. اما واقعیت این است که فعال شدن مکانیسم ماشه به معنای یک جنگ اقتصادی تمامعیار است. قدرتهای جهانی با این ابزار به دنبال تضعیف اقتصاد ایران هستند.
این فرایند از زمانی آغاز شده که سه کشور اروپایی در اواخر اوت ۲۰۲۵ نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد ارسال کردند تا این موضوع در دستور کار شورای امنیت قرار گیرد. یکی از پیامدهای منفی این وضعیت، افزایش انتظارات تورمی است. این امر به معنای افزایش نااطمینانی نسبت به آینده اقتصاد ایران است که تأثیرات منفی متعددی به دنبال دارد.
وی افزود: افزایش نااطمینانی اقتصادی باعث کاهش امید به آینده در میان مردم، بازرگانان، تجار و صاحبان کسبوکار میشود. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری خارجی به ایران کاهش مییابد و تمایل به تجارت بلندمدت با ایران کم میشود. معاملات تجاری به سمت کوتاهمدت سوق پیدا میکند و نرخ ریسک اقتصادی افزایش مییابد.
در اقتصاد، رابطه میان ریسک و سرمایهگذاری معکوس است؛ به این معنا که با افزایش ریسک، سرمایهگذاری کاهش مییابد. کاهش سرمایهگذاری به کاهش دسترسی به تکنولوژی، محدودیتهای تکنولوژیک و در نهایت کاهش رشد اقتصادی منجر میشود. این عوامل بهطور مستقیم به اقتصاد ایران آسیب میرسانند و پیامدهای گستردهای برای کشور به همراه خواهند داشت.
حتی در صورت اجرای عدالت، اقتصاد ایران کوچکتر خواهد شد و تولید ناخالص داخلی به شدت کاهش خواهد یافت که این امر تبعات بسیار منفی به دنبال دارد. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران باید با اتخاذ سیاستهای خردمندانه و دیپلماسی فعال، از طریق رایزنی با کشورهایی نظیر چین، روسیه و سایر قدرتها، مظلومیت خود را به جامعه جهانی اثبات کند. ایران باید نشان دهد که تا آخرین روز به تعهدات برجام پایبند بوده و این قدرتهای خارجی بودند که با اقدامات خود، از جمله حمله به تأسیسات ایران، توافق را نقض کردند.
مهدی پازوکی با اشاره به اقدامات تندروها در جهان گفت: در حال حاضر، ایران از پذیرش بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از جمله آقای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، خودداری میکند. اما نباید تحت تأثیر دیدگاههای تندروها قرار گرفت. تندروها در اسرائیل، ایالات متحده و حتی در داخل ایران ممکن است تمایل داشته باشند که فضا را به سمت تنش سوق دهند. اما به عنوان یک کارشناس اقتصادی تأکید میکنم که تنش به نفع اقتصاد ایران نیست. افزایش تنش، ریسک اقتصادی را بالا میبرد و این به ضرر اقتصاد کشور است.
وی تاکید کرد: افزایش تنش منجر به بالا رفتن انتظارات تورمی میشود که نتیجه آن افزایش فزاینده نرخ تورم در اقتصاد ایران است. این وضعیت به بیثباتی اقتصادی منجر شده و دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ملت ایران به دنبال آن هستند. در حال حاضر، فشار اقتصادی بر مردم ایران بسیار سنگین است. به طور متوسط، در پنج سال گذشته نرخ تورم در ایران بالای ۴۰ درصد بوده که تنها تعداد محدودی از کشورها در جهان چنین نرخی را تجربه میکنند.
بنابراین، سیاست ایران باید بر تنشزدایی متمرکز باشد و از اهرمهای موجود برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. تصمیمگیریها باید منطقی، کارشناسی و علمی باشد، نه شعاری. در سال ۲۰۰۶ میلادی، در دوره ریاستجمهوری احمدینژاد، میتوانستیم مانع از تصویب قطعنامههای شورای امنیت شویم، اما با بیتوجهی به این قطعنامهها و نامیدن آنها به عنوان «کاغذپاره»، پاسخ مناسبی ارائه نشد. این امر وضعیت را روزبهروز بدتر کرد.
اگر اکنون تمام آن شش قطعنامه سازمان ملل بازگردد، تحریمها تنها به ایالات متحده محدود نخواهد ماند. شرکتهای چینی، کرهای و دیگر کشورها نیز به دلیل خطر تحریمهای بینالمللی، از همکاری با ایران منع خواهند شد. این وضعیت مشابه تأثیر منفی عدم پیوستن به FATF است که به سیستم بانکی ایران آسیب جدی وارد کرد. ما در حال از دست دادن فرصتها هستیم. از دست دادن این فرصتها به معنای تحمیل هزینههای اجتماعی و اقتصادی سنگین به کشور است. باید از تکرار اشتباهات گذشته اجتناب کرد و با تصمیمگیریهای عاقلانه، از تشدید تحریمها و آسیبهای اقتصادی بیشتر جلوگیری نمود.
این اقتصاددان در ادامه افزود: به عنوان یک کارشناس اقتصادی، آرمان من عظمت، پیشرفت و توسعه پایدار ایران است. طبق برنامه هفتم توسعه، هدفگذاری شده که نرخ رشد اقتصادی سالانه به ۸ درصد برسد. اما اگر تحریمهای سازمان ملل متحد بازگردد و کشورها به دلیل اتهام «مخل امنیت جهانی» بودن ایران، روابط اقتصادی خود را با ما کاهش دهند، نرخ رشد اقتصادی ایران بدون شک به زیر ۲ درصد سقوط خواهد کرد.
کاهش رشد اقتصادی به معنای کوچک شدن تولید ناخالص ملی، گسترش فقر و افزایش فشار بر طبقات ضعیف جامعه است که تبعات منفی گستردهای به دنبال خواهد داشت. بنابراین، جمعبندی من این است که دولت باید با درایت و دیپلماسی فعال، از قرار گرفتن تحت تأثیر دیدگاههای تندرو پرهیز کند. خروج از معاهده NPT یا اقدامات مشابه، در جهانی که ما در آن زندگی میکنیم، به نفع ایران نیست.
وی اضافه داد: به همین ترتیب، اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند روابط اقتصادی خود را با ایالات متحده احیا کند، این امر به نفع ایران خواهد بود و به ضرر رقبای منطقهای مانند ترکیه، عراق، امارات، قطر و عربستان سعودی تمام خواهد شد. این کشورها تمایلی به بهبود روابط ایران و آمریکا ندارند، زیرا این موضوع منافع منطقهای آنها را تهدید میکند. بنابراین، ایران باید با دیپلماسی فعال و خردمندانه، جامعه جهانی را از مواضع خود آگاه کند. ما نیروهای متخصص و فهیمی داریم که میتوانند نماینده شایستهای برای ایران در صحنه جهانی باشند. به عنوان مثال، آقای حسین موسویان، که در دانشگاه پرینستون فعالیت داشته و مقالات ارزشمندی در دفاع از منافع ملی ایران منتشر کرده، نمونهای از این افراد است. اما متأسفانه، برخی تندروها در داخل کشور چنین افرادی را دشمن مینامند، در حالی که حتی یک صفحه از مقالات ایشان را نخواندهاند. این نشاندهنده وجود ظرفیتهای انسانی ارزشمندی است که میتوانند در جهان به خوبی از منافع ایران دفاع کنند، اما به جای بهرهگیری از آنها، گاهی این افراد منزوی میشوند.
تأکید من بر این است که ما افرادی مانند آقای محمدجواد ظریف کم نداریم که قادرند در ژورنالهای خارجی مقالاتی بنویسند و از حقانیت ملت ایران دفاع کنند، نشان دهند که ایران مورد ظلم قرار گرفته است. آقای ظریف به عنوان یک چهره شناختهشده در جامعه مطرح است، اما ما دهها نفر مانند او داریم. برای مثال، آقای حمید ابوطالبی، که پیشتر سفیر ایران در استرالیا و معاون سیاسی دولت آقای روحانی بود، یکی از این افراد است. نظام باید از ظرفیت چنین افرادی بهرهبرداری کند، نه اینکه آنها را به دلیل بیان دیدگاههایشان تهدید کند. مشکلات با تهدید حل نمیشود. متأسفانه برخی تندروها نه توانایی نگارش یک نامه به زبان انگلیسی را دارند، نه جامعه جهانی را میشناسند و نه منافع ملی را درک میکنند؛ تنها کاری که بلدند، تخریب اوضاع است. برای نمونه، فردی مانند آقای محمدحسن قدیری ابیانه، که سفیر ایران در استرالیا، مکزیک و ونزوئلا در دوره آقای احمدینژاد بود و دیدگاههایی ضد برجام دارد، با تفکرات قدیمی خود باعث عقبگرد کشور میشود.
پازوکی افزود: تأکید من این است که جمهوری اسلامی باید از تمام ظرفیتهای خود استفاده کند و از رفتارهای پوپولیستی پرهیز نماید. برای مثال، چین با وجود اختلافات گسترده با ایالات متحده، بزرگترین بازار صادراتی خود را در آمریکا دارد. چین، که بزرگترین شریک تجاری ایران است، به دنبال منافع خود است. این نکتهای است که باید درک کنیم. چین و حتی روسیه، با وجود مخالفت با برخی سیاستهای آمریکا، روابط دیپلماتیک خود را در سطح سفارت حفظ کردهاند.
به نظر من، اگر ما نیز برای بهبود روابط خود تلاش کنیم، این به معنای سادهلوحی نیست، بلکه به نفع منافع ملی است. سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت ایران به سود کشور ما و به ضرر رقبای منطقهای مانند ترکیه، عراق، امارات، قطر و عربستان سعودی خواهد بود. این کشورها از بهبود روابط ایران و آمریکا استقبال نمیکنند، زیرا این امر منافع منطقهای آنها را تهدید میکند. برای مثال، عراق روزانه بیش از ۴ میلیون بشکه نفت صادر میکند و پس از عربستان سعودی دومین صادرکننده بزرگ نفت است. این در حالی است که عراق در جنگهای سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ زیر بمباران شدید قرار گرفت و زیرساختهایش به دلیل سیاستهای نسنجیده صدام حسین نابود شد. این نشان میدهد که با سیاستهای خردمندانه، حتی پس از ویرانی میتوان به پیشرفت رسید.
وی ادامه داد: امروز عراق از ایران در صادرات نفت پیشی گرفته است. ایران در حال حاضر حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت در روز صادر میکند، در حالی که عراق بیش از ۴ میلیون بشکه صادر میکند. حتی اگر تحریمها فردا برداشته شوند، ایران به دلیل نبود تکنولوژی پیشرفته، توانایی صادرات بیش از ۲.۵ میلیون بشکه در روز را ندارد. بنابراین، سرمایهگذاری شرکتهای توسعهیافته، از جمله شرکتهای آمریکایی و اروپایی، در صنعت نفت ایران به نفع کشور است.
این تفکر باید احیا شود؛ نه به معنای تسلیم، بلکه به این معنا که ضمن دفاع از استقلال و تمامیت ارضی، باید درک کنیم که روابط اقتصادی با جهان، بهویژه با ایالات متحده، به سود ماست. ما باید با سیاستهای خردمندانه این روابط را احیا کنیم. برای مثال، عربستان سعودی، که رقیب ماست، با وجود قراردادهای چند صد میلیارد دلاری با چین، روابط اقتصادی خود را با ایالات متحده در بالاترین سطح حفظ کرده و توازن را رعایت میکند.
ایران برای رفع ناترازیهای اقتصادی به سرمایهگذاری نیاز دارد. اگر از منابع خود بهرهبرداری نکنیم، رقبایمان از آنها استفاده خواهند کرد. ما باید در زیرساختهای اقتصادی مانند نیروگاهها، بنادر، جادههای ترانزیتی و راهآهن سرمایهگذاری کنیم. اما وقتی درآمدی وجود ندارد، تأمین هزینهها دشوار میشود. در حال حاضر، صندوقهای بازنشستگی کشور در آستانه ورشکستگی هستند و دولت حتی برای یک ماه نمیتواند بدون تخصیص بودجه، حقوق بازنشستگان را پرداخت کند.
این مشکلات نتیجه توطئه استکبار جهانی نیست، بلکه ناشی از ندانمکاریهای داخلی است. عدم سرمایهگذاری هوشمندانه در صندوقهای بازنشستگی، عدم توسعه بخش خصوصی برای افزایش درآمدهای مالیاتی، و مدیریت دستوری اقتصاد، وضعیت را وخیم کرده است. برای مثال، قیمت بنزین در حال حاضر بهگونهای است که اصلاح آن جرأت زیادی میطلبد. در دوره آقای خاتمی، با وجود تورم متوسط ۱۸ تا ۲۰ درصد، قیمت حاملهای انرژی سالانه حدود ۲۰ درصد افزایش مییافت. اما در سال ۱۳۹۸، افزایش ناگهانی قیمت بنزین به دلیل وجود نابرابری، بیعدالتی، فساد و پارتیبازی، جرقه اعتراضات مردمی شد.
پازوکی تاکید کرد: برای حل این مسائل، باید به مذاکره و توافق امیدوار باشیم. نمایندگان مجلس نباید صرفاً سر و صدا کنند؛ باید از تجربه کشورهایی مانند ویتنام درس بگیریم. در دهه ۱۹۷۰، هواپیماهای B-52 آمریکا سایگون، پایتخت ویتنام، را بمباران میکردند و صدها هزار نفر کشته شدند، اما وزیر خارجه ویتنام در پاریس پای میز مذاکره بود. سیاست خارجی آنها در خدمت منافع ملی بود، نه جنگ. وزارت خارجه ایران نیز باید از عناصر تکنوکرات و کارآمد استفاده کند تا با دیپلماسی فعال، منافع کشور را پیش ببرد.
پیشنهاد من به دولت ایران این است که در سیاست خارجی از عناصر تکنوکرات و کارآمد در مذاکرات استفاده کند. بر اساس اطلاعاتی که دارم، اگر ایران به سمت افرادی کمدانش، ناآگاه و پوپولیست حرکت کند، نتیجهای جز عقبماندگی نخواهد داشت. برای مثال، در سال ۱۴۰۰، اگر به آقای عراقچی، که آن زمان معاون وزیر امور خارجه بود، اجازه داده میشد تا مذاکرات را پیش ببرد، بسیاری از مشکلات حل میشد و حملات احتمالی رخ نمیداد. رئیسجمهور وقت اعلام کرد که با آقای روحانی مراودهای ندارد، اما اگر این فرصت داده شده بود، توافق امضا میشد و مسائل حل میشد.
باید بدانیم که برجام به نفع ایران بوده است. اگر تحریمها، به قول آقای احمدینژاد، به عنوان «کاغذپاره» بازگردند، سفره مردم قطعاً کوچکتر خواهد شد. حق ملت ایران این نیست. ایران در مقایسه با کشورهای منطقه دو مزیت اقتصادی بزرگ دارد: نخست، انرژی ارزان که برای سرمایهگذاری جذاب است؛ و دوم، نیروی کار انسانی باکیفیت، مانند اساتید دانشگاه و مهندسان، که دستمزدشان بسیار کمتر از همتایان اروپایی است. این مزیتها در کشورهای همسایه وجود ندارد.
اما ما با سیاستهای نسنجیده، خودمان را منزوی کردهایم. برای مثال، عراق که زیرساختهایش در جنگ ویران شده بود، اکنون با درآمد نفتی خود در حال بازسازی است. بندر بصره، اتوبانهایی که از بصره به سمت ترکیه کشیده شده، و نیروگاههایی که ساخته میشوند، گواه این پیشرفت است. اگر ما در زیرساختهایی مانند صنعت برق و نیروگاهها سرمایهگذاری نکنیم، سه تا چهار سال دیگر مجبور خواهیم بود از عراق برق وارد کنیم.
سرمایهگذاری خارجی، بهویژه از شرکتهای غربی، نهتنها به توسعه اقتصادی کمک میکند، بلکه امنیت نیز به همراه دارد. وقتی شرکتهای خارجی در ایران سرمایهگذاری کنند، خودشان مانع از حملات احتمالی میشوند، زیرا منافعشان در ایران به خطر میافتد. به عنوان مثال، در دوره آقای خاتمی، واگذاری فازهایی از پارس جنوبی به شرکت توتال فرانسه، با وجود انتقادات بسیار، از سوی سازمان برنامه و بودجه دفاع شد. این سرمایهگذاری نهتنها توسعه اقتصادی به همراه داشت، بلکه امنیت ایجاد کرد، زیرا در صورت حمله نظامی، این شرکتهای خارجی متحمل خسارت میشدند و چنین اقدامی برایشان غیرمنطقی بود.
برای نمونه، قطر سال گذشته ۱۱ میلیارد دلار تنها از صادرات انرژی درآمد کسب کرد، زیرا از تکنولوژی و سرمایهگذاری خارجی بهره برده است. ما نیز به این تکنولوژی نیاز داریم. اگر شرکتهای غربی به ایران بیایند، حتی اگر خودشان مستقیماً سرمایهگذاری نکنند، از فناوریهای پیشرفته استفاده خواهند کرد. این تفکر باید احیا شود. برخی ممکن است آن را وابستگی تلقی کنند، اما این دیدگاه نادرست است. همانطور که با روسیه و چین روابط گستردهای داریم، داشتن روابط مشابه با کشورهای اروپای غربی و ایالات متحده نیز به نفع ماست. این موضوع برای من بهوضوح روشن است، مانند آیات قرآن.