بین المللی

۲ دلیل مهم اصرار آمریکا برای مذاکره با ایران / احتمال جنگ وجود دارد؟

خبرهای فوری: پیشنهاد مذاکره با ایران از طرف مقامات آمریکایی در سال های اخیر شدت گرفته است. اما سوال این است که چرا مقامات آمریکایی تا این حد اصرار به مذاکره با ایران دارند؟

به گزارش بخش بین المللی سایت خبرهای فوری، پیشنهاد مذاکره با ایران از طرف مقامات آمریکایی، گرچه از ابتدای انقلاب تا به امروز بارها مطرح شده است، اما در سال‌های اخیر شدت بیشتری گرفته است. خط حزب الله، نشریه دفتر رهبری، در سخن هفته این شماره خود، به این سوال که «چرا مقامات آمریکایی تا این حد اصرار به مذاکره با ایران دارند؟» پاسخ داده است.

۱ _ یک سال از اولین دیدار “ترامپ“، رئیس‌جمهور آمریکا با “کیم جونگ اون”، رهبر کره‌ شمالی می‌گذرد. دیداری که از نظر صاحب‌نظران، بیش از آنکه کره‌ شمالی به آن احتیاج داشته باشد، آمریکا برای ژست ابرقدرتی خود به آن محتاج بوده و هست. در این یک سال مقامات این دوکشور ۳ بار با یکدیگر دیدار داشتند. اولین دیدار این دو، در ســنگاپور، پشت درهای بســته شــکل گرفت و بعد از آن تفاهم‌نامه‌های به امضا دو طرف رســید. بعد از این دیــدار مایک پمپئو، وزیرخارجه‌ آمریکا در دیدار با همتایان ژاپن و کره‌ جنوبی خود گفت: “جهان باید مطمئن باشد که آمریکا و کره‌ی جنوبی و ژاپن، به غیر اتمی ســاختن کامل، قابل تأیید و غیرقابل برگشــت کره‌ شمالی متعهد هســتند.”

او در ادامه اضافه کرد: “خلاصی از تحریم‌ها تا زمان غیر اتمی ســاختن کامل، صورت نخواهــد گرفــت.” ۱۰ روز بعد از ایــن دیدار، رئیس‌جمهور آمریکا با صدور یک فرمان اجرایی، حالت فوق‌العاده‌ی ملی درباره‌ کره‌ شمالی اعلام کرده و تحریم‌های اقتصادی علیه پیونگ یانگ را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد. دیدار دوم هم بدون رسیدن به نتیجه‌ خاصی پایان یافت و دیدار ســوم نیز روز یکشــنبه‌ هفته‌ گذشته برگزار شد. بعد از این دیدار هم ترامپ بلافاصله پشت تریبون قرار گرفت و مجددا تکرار کرد که تحریمهای کره‌ی شمالی همچنان به قوت خود باقی است.

۲_ لیبی یکی از مهمترین کشورهای جهان اسلام، و بلکه دنیای بین‌الملل از حیث موقعیت سوق‌الجیشی است. اما این کشور در اواخر قرن بیستم به بهانه‌ داشتن سلاح کشتار جمعی و ذخایر اورانیوم، تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار گرفت و در نهایت، پای میز مذاکره با آمریکا نشســت. در ســال ۲۰۰۳ اولین مذاکرات لیبی با آمریکایی‌ها بــا وعده‌های پوچی چون اقتصاد مرفه و روابط اقتصادی گسترده با کشــورهای دیگر آغاز شد. لیبی راضی به تعطیلی تمامی تأسیسات هسته‌ای خود شد و حتی تمامی ذخایر اورانیوم خود را هم تحویــل آمریکایی‌ها داد. جورج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا دراین‌باره گفت: “در صورتی‌که لیبی به تعهدات خویش پایبند بوده و آن را به‌طور جدی اجرا کند امکان روابط به مراتب بهتری بین واشنگتن و طرابلس وجود دارد.” اما آنچه اتفاق افتاد دقیقا خلاف این وعده‌های پوچ بود. آمریکا که حالا دیگر خیالش راحت شده بود که دستان معمر قذافی از مقابله با او خالی است، در سال ۲۰۱۱ ،ناتو را برای حمله به این کشور مجاب کرد. سیف الاســلام قذافی، پســر او بعدها دراین‌باره چنین گفت: “پدرم در سال ۲۰۰۹ انتقال باقیمانده اورانیوم غنی شده به خارج از کشور را به طور موقت متوقف کرد تا بتواند از آن به عنوان اهرمی برای دستاوردهای بیشتر اســتفاده کند. اما پس از اعتراضات مردمی در سال ۲۰۱۱ ،آمریکایی ها ِ تحت عنوان ناتو به لیبی خلع سلاح شده حمله کردند و این کشور را به نابودی رساندند که تا همین امروز نیز این کشور کمر راست نکرده است.

۳ _ پیشنهاد مذاکره با ایران از طرف مقامات آمریکایی، گرچه از ابتدای انقلاب تا به امروز ادامه داشته است، اما در سال های اخیر شدت بیشتری گرفته است. سؤال آن اســت که چرا مقامات آمریکایی تا این حد اصرار به مذاکره با ایران دارند و از طریق رابطه ها و واســطه های مختلف، دائما آمادگی خود را برای این امر اظهار میکنند؟

قبل از پاسخ به این سؤال، به نظر می‌رسد که مقامات آمریکایی در مواجهه با ایران، اساسا سه راه حل بیشــتر ندارند: یا «جنگ نظامی» که در شماره های پیشین به تفصیل استدلال شــد که به هیچ وجه امکان چنین اقدامی وجود ندارد و خود مقامات آمریکایی نیز بارها به آن اعتراف کردها ند؛ یا «تحریم» که طبق برآوردهای مراکز معتبر جهانی، در بلندمدت کارایی و اثرگذاری خود را از دست خواهند داد؛ یا «مذاکره». اما در پاسخ به چرایی اصرار آنها به مذاکره با ایران، حداقل دو محور کلی را می توان بیان کرد:

اول: گرفتن ژست ابرقدرتی

نظم جهانی حداقل در یک دهه اخیر تغییر کرده است و جهان، آن گونه که ایالات متحده و استراتژیست های آن تصور می‌کردند، به سمت “نظام تک ِ قطبی” مبتنی بر الگوی “لیبرال دموکراســی” پیش نرفت. قدرت های نوظهور منطقه‌ای و بین‌المللی موجب افــول قــدرت هژمونیــک آمریــکا در جهان شــده‌اند. به طــوری کــه برخــی از تحلیل‌گــران، از «افول موریانه‌وار» آمریکا سخن گفته‌اند. اداره تحقیقات وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در گزارشی اعلام کرد: “آمریکا در سال ۲۰۳۵ احتمالاخود را در محیطی می‌یابد که روسیه یا چین با این کشــور برابری می‌کنند یا حتی در برخی زمینه‌های اقتصادی و نظامی از غرب پیشی گرفته‌اند.” این مرکز در ادامه نوشت: “آمریکا و متحدان این کشور در ۲۰ سال آینده در جهانی زندگی می کنند که شکل دهی نظم جهانی در آن به شیوه های که از زمان پایان جنگ سرد مرسوم بوده اســت اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دشوار خواهد بود.“بنابراین ایالات متحده نیازمند آن اســت که نشان دهد همچنان ابرقدرت دنیا اســت و برای این کار، چاره‌ای ندارد که مذاکره با ایران را در دستور کار قرار دهد.

دوم: گرفتن عناصر اقتدار از ایران

ترامپ معتقد است که برجام، آنچنان که باید موجب محدودیت ایران نشده است و همچنان برنامه موشکی و سیاست های منطقه‌ای ایران با قوت در حال انجام است. مایک پمپئو در بیانیه‌ای در ســوم ژانویه گفت: “ما به [جمهوری اسلامی] توصیه می کنیم  که در این پرتاب‌های [موشــکی] تحریک آمیز تجدید نظر کرده و تمام فعالیت‌های مربوط به موشک‌های بالیستیک را متوقف کند تا بیش از این دچار انزوای عمیق اقتصادی و دیپلماتیک نشــود.” او در سفری که چندی پیش به منطقه داشت نیز درباره نفوذ ایران در منطقه چنین گفته بود: “گسترش نفوذ ایران در منطقه خطرناک است.” اندیشــکده بروکینگز نیز در یادداشتی یادآور می شود: “هیچ حکومتی طی دوران معاصر به اندازه ی ایران نتوانسته به ما در خاورمیانه ضربه بزند. بنابراین، قطعا باید برنامه محدودیت و کنترل ایران را به جریان بیاندازیم.” بنابراین یکی از اهداف آمریکایی ها از طرح مجدد مذاکره، تهی کردن ایران از «مؤلفه های قدرت»اســت.

هفته گذشته، رهبر انقلاب در دیدار مسئولان قوه‌ قضائیه، با پیش‌بینی درست از نقشه  آمریکایی ها در این باره، چنین فرمودند: «می گویند بیایید مذاکــره؛ مذاکره یک فریب است؛ مذاکره بر سر چه؟ بر سر آنچه او می خواهد؛ یعنی اسلحه در دست شما اســت، جرئت نمی کند بیاید جلو، می گوید آقا آن اسلحه را بده به من، آن اسلحه را بینداز تا من بتوانم هر کاری که می خواهم با تو بکنم، تا من بتوانم هر بلایی می خواهم ســر تو بیاورم؛ مذاکره این است. اگر چنانچه در این مذاکره های که انجام می گیرد شما حرف او را قبول کردی، پدرت درآمده؛ اگر حرف او را قبول نکردی باز همین آش است و همین کاسه.» ۵/ ۹۸/۴

در این میان شاید، سخن درســت درباره ی شرایط ایران را دکتر حسن السید نافعه، تحلیلگر برجسته و استاد علوم سیاسی دانشگاه قاهره گفته باشد. او روز گذشته چنین نوشت: “مایلم تحســین خود از روش مدیریت ایران بر سیاســت خارجی‌اش را ابراز کنم؛ این کشــور علیرغم محاصره و تمامی چالش ها توانسته از منافع خود صیانت کند بدون آنکه به کرامت و استقلال خود آسیبی وارد کند، درحالی که همگان را ناچار به احترام به خود کرده است، ایرادی ندارد که از ایران بیاموزیم.” /خبرآنلاین

یک نظر

  1. چه مزخرفاتی
    اخه کی این مزخرفات شمارو میخونه و باور میکنه

    رفته نوشتی پسر قذافی میگه لیبی تا الان کمر راست نکرده. خب قذافی دیکتاتوره بایدم کمر راست نکنه سال هاست کشورو به نابودی کشونده بود

    چقدر مزخرف مینویسید فقط بدونید هیچ کسی یه درصد هم این مزخرفات رو باور نمیکنه جز امثال خودتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن